ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

سلام


مدتی هست که دارم با جدیت زیاد دنبال کار میگردم.

توی این مدت با چیزهایی مواجه میشم که خیلی گیجم میکنند.

خیلی از جاها رزومه های پر و پیمون از آدم میخوان و کسی به این فکر نمیکنه که برای داشتن رزومه پر وپیمون، باید از جایی "شروع " کرد.

از طرفی فعالیت ها و همکاری هایی که با جاهای مختلف داشته م، به خودم و دیگران ثابت کرده که توانایی برنامه ریزی و ارائه طرح های راهبردی بلند مدتم بدک نیست (حتی در زمینه هایی که هیچ ارتباطی با تحصیلات آکادمیکم ندارند).

دوستان و همکارانی که چند سال باهام کار کردند، توانمندی های اجرایی م رو به خوبی تایید میکنند. 

با این حال خیلی از جاها، آدم رو در لیست انتظار بلند مدتی قرار میدن که   :(

جاهایی که اهل خدا پیغمبر هستن، میگن توانایی شما بالاتر از شرایط حال حاضر ما هست. 0_0 (باز خدا خیرشون بده که آدم رو سر نمیدوانند)


برخی ها پیشنهاد میکنند که خودم کاری را راه اندازی کنم. این پیشنهاد هرچند جذاب هست اما اگر بخوام به کارآفرینی فکر کنم، ترجیح میدم به بلند کردن عَلَم "در جاهای بی عَلَم" و رفع نیاز به واردات فکر کنم.

لازمه این جور کارها هم برآوردها، پژوهش ها و آزمایش هایی هست که بدون حمایت تجهیزاتی- امکاناتی و مالی پیش نخواهد رفت.


0_O   


از زمانی که با این همه تناقض مواجه شدم، مدام از خودم میپرسم:

خدایی اگر افرادی مثل " استیو جابز " یا " بیل گیتس " توی ایران بودن، چه به سرشون می آمد؟؟

چرا توی ایران برای ایده و فکر، ارزشی قائل نمیشن؟




پ ن 1::

وابستگی ها و ارزش هایی نمیذارن آدم راحت به رفتن فکر کنه اما وقتی وطن دلخوشی ای برای موندن بهت نمیده، چه باید کرد؟ 

بهای "سوختن و دود شدن" ذره ذره توانایی و انرژی جوانی بدون اینکه در جای مناسبی باشه، گردن کیه؟

 

پ ن 2::

نمیدونم این سردرگمی من و صدها نفر امثال من، کجای معادلات الهی تعریف میشه؟  :(




مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

People problems Music and Game Josh فانکده - جک و اس و ام اس جدید جمهوری اسلامی فلسطین عقل آبی درستان | عکس و تصاویر مذهبی چی رو میخوای بدونی Richard